۱۳۸۷ تیر ۲۰, پنجشنبه

فقط يك درصد !!



خسته شدم از بس كه گفتيم و گفتند كه ما ايرانيها اين جوريم و آنجور !!
اين ايراد رو داريم و اون ايراد !! اگر چه درسته !! ولی دقت كه ميكنی ميبينی مردم بقيه دنيا هم همين پخ هستند !! از زير كار در رفتن ، دروغ، غيبت، فضولي، و و و.. همگی در مردم اينور كره زمين هم وجود داره فقط درصدش كمی كمتره !! همين چن درصد رو اگه در ميليون ضرب كنی تفاوت بزرگ بين ما با اونها مشخص ميشه !! ای كاش ميشد نفری فقط يك درصد خودمون رو بهتر كنيم !!

۱۳۸۷ خرداد ۵, یکشنبه

آقاى على آبادى اول اسم نايب رييس فدراسيونت رو عوض كن!



در راستاى گير سه پيچى كه جناب على آبادى، به زعم آقاى خيابانى پدر ورزش ايران ( البته با بلايى كه سر مادر ورزش ايران آورده پر بى راه هم نيست!!!)، به اسم تيم فوتبال پرسپوليس داده اند، ما ملت بيدار و هميشه در صحنه ايران كه پس از رها شدن از يوغ دوهزار و پانصد ساله از تمام سمبل هاى آن بيزاريم خواهشمنديم كه سريعا اسم نايب رييس فدراسيون فوتبال را از نام بدور از شئونات "تاج" به نام زيباى استقلال تغيير دهند!!!


۱۳۸۶ بهمن ۲۳, سه‌شنبه

عزيز خداداد و ملعون تحفه شيطان!



قسمت اول - دنبال فردى ميگردند كه كمى متفاوت با بقيه باشه، اون رو بزرگش ميكنند بهش پر و بال ميدند، اينكه طرف اصلا اهل پرواز باشه, نه مهمه و نه بهش فكر ميشه! ميبرندش بالا، بالا ، بالاتر! با هر سانتى كه بالاتر ميره شروع ميكنند به حسادت كردن بهش. اون هم با لذت تمام! وقتى خوب بالا رفت،ميشه با نفرت و حسادت از پايين بهش خيره شد، اما فعلا نفرت آميخته با احترام ولى باز هم بالاتر ميبرندش تا بشكه نفرت حسابى پر بشه! حالا ديگه بايد منتظر يك حادثه بود! وقتى رخ ميده طناب رو ول ميكنند تا با مخ بخوره زمين و له بشه. چه كيفى ميده! تازه اين شروعشه، هركى كه از راه ميرسه يه لگد بهش ميزند يا دست كم يه فحش بهش ميده!


قسمت دوم- يك آدم ساده روستايى با خانواده زير خط فقر! خوب بلد شده به توپ لگد بزنه. شانس مياره كه مثل رفيق ديگش كه بازيش هم بهتر بود از زمين خاكى به خاك سفيد نميرسه!! معروف ميشه ولى هنوز همون بچه شر باقى ميمونه. از شانسش يك بار اون جايى كه بايد باشه قرار ميگيره , توپ رو ميزنه تو گل حريف! ميشه يك شبه حماسه ساز براى يك ملت! ازش بپرسى نميدونه حماسه رو با چه جور "ه" مينويسند! ولى ديگه اون بالاست بچه شر ديروز ميشه الگو! نميخواد باشه ولى چاره نداره.
توى خيابونها , ميليونها آدم ميرن و ميان كه فرقشون با اون اينه كه بهتر به توپ لگد نميزنند!! همينا سر يك تصادف با قمه از خجالت هم در ميان!!! ولى همين ها نميتونند بفهمند كه چگونه يك بچه شر سابق!!! ميتونه اين كار رو بكنه! شايد خيلى هم عجيب نباشه، مردمى كه بتونند بفهمند دنبال حماسه ساز نميگردند!


۱۳۸۶ بهمن ۲۲, دوشنبه

اولى دومى و جريان احترام به عقايد ديگران



اولى - چرا كسانى پيدا ميشوند كه به اعتقادات و باورهاى ديگران توهين كنند و اسم اينكار رو هم بذارند آزادى بيان؟

دومى- چرا فكر ميكنى زير سوال بردن يا حتى بى احترامى كردن به باور كسى، نه خود شخص، لزوما كار نادرستيه؟

اولى - شوخى ميكنى؟ هر كسى ميدونه توهين به عقايد غلطه!

دومى- دارى درباره مقدسات اسلامى حرف ميزنى؟

اولى - كلا اين كار اشتباه است. اسلام و غير اسلام هم نداره.

دومى - يعنى ميگى كه يك عقيده هر چه كه احمقانه باشه هم بايد به ايده طرفدارانش احترام گذاشت؟

اولى - دقيقا و صد در صد!

دومى - باشه رفيق قبول! ولى اول اين رو به پيامبر دينت بگو كه يادش رفت به بت ها و ايده بت پرستها احترام بذاره و اونها رو شكوند!!! چرا فكر نميكنى ممكنه بعضى همين حس رو راجع به آيينى كه تو ميپسندى داشته باشند؟ چرا با همون توجيهى كه براى كار پيامبرت خواهى آورد جواب سوالت رو نميدى؟!


افتخار كردن يا مخفى كردن دو روى يك سكه اند!



جايى بودم با دوستى هموطن در جمعى غير ايرانى. وقتى از دوستم سوال شد كه كجاييه جواب داد PERSIAN !! و نگفت ايرانى، اين قضيه سبب تراوشات ذهنى شد كه اينجا اومده...

... چرا نميگى مثل آدم كه ايرانى هستى؟ چون اسم ايران به گند كشيده شده؟ با اين كارت فقط ميتونى چند ثانيه صورت مسئله رو پاك كنى! ولى اين راه حل نيست!

هيچ آدمى محل تولدش، رنگ پوستش، زبان مادريش رو خودش تعيين نميكنه، هيچ عاقلى هم كسى رو به دليل چيزى كه درش نقشى نداشته نه توبيخ ميكنه و نه تشويق! اگه كسى اين پيش داورى رو در باره ت بكنه نقصير تو نيست اشكال از خودشه! همه جا هم آدم بى شعور و با شعور پيدا ميشه!

با قايم شدن پشت اسم ديگه و مخفى كارى مثل كودكى ميمونى كه سرش رو زير پتو ميبره و فكر ميكنه ديگران نمى بيننش!
سرت رو بالا بگير و به چشمشون نگاه كن و بگو ايرانى هستى ولى با رفتارت بهش نشون بده كه همه احمدى نژاد نيستند! نه!! ببخشيد اصلا لازم نيست اين كار رو هم بكنى! فقط خودت باش!!

البته جاى ديگه هم كه ميرسى به ايرانى بودنت افتخار نكن! از ديد من افتخار كردن به چيزى كه آدم توش نقش نداره همونقدر احمقانه است كه خجالت كشيدن از اون!! اينها دو رو يك سكه هستند. اونهايى كه پيش خودشون ديگران رو پيشداورى ميكنند همونها هم ترس از پيش داورى ديگران دارند.


۱۳۸۶ تیر ۶, چهارشنبه

چرا مسلمانان ۲۰۰ سال عمر نميکنند؟!



نقلی از دوستی گرامی با اندكی تصرف

انگار همين ديروز بود. در کلاس دوم راهنمايي ما يک معلم ديني داشتيم به اسم عليپور. آن موقعها به معلم ديني ميگفتند "پرورشي" احتمالا اونها حالا هم همين اسم رو يدک ميکشند.آقاي عليپور جواني بود بيست و چند ساله که اون موقع از ديد ما بچه ها خيلي بزرگ ميامد. البته منظورم مسن است! وگرنه او با قد صدوشصت سانتي خيلي هم بزرگ نبود!
هميشه من از زنگ ديني خوشم ميامد . چون اولا از درس خبري نبود. ثانيا خيلي تفريح ميکرديم! مخصوصا وقتيکه بحث بين او و چندتا از بچه هاي سرزبون دار در ميگرفت .اين بحثها معمولا آخرش منجر مي شد به اخراج از کلاس!

يکي از بحثهايي که هيچ وقت از يادم نميرود بحثي بود درباره صدقه. عليپور با آب وتاب ويژه خودش شرح مي داد که صدقه باعث رفع بلا و افزايش طول عمر ميشود و در اين باره کلي حديث و روايت متوارد و غير متوارد!!! از ائمه و پيامبر نقل کرد و معلومات خودش رو بيرحمانه به رخ ما کشيد. وقتي که سعي مي كرد صفحه كتاب رفرنسش را هم از حفظ بگه قيافه اش خيلي جالب مي شد.در اين بين يکي از اون بچه هايي که شرحش آمد پرسيد آقا اجازه اگه صدقه باعث طول عمر ميشه پس چرا توي آمريکا و اروپا که آدماش مسلمون نيستند طول عمر آدمها ده بيست سال بيشتره!!! علي پور که سابقه کنتاکت قبلي با اين بچه تخس رو داشت با لبخندي حق بجانب گفت آفرين بر تو! ديديد بچه ها اين چه سئوال خوبي کرد؟! کسي جوابي داره که بده؟!! و وقتي که صدايي از کسي بلند نشد با ادامه لبخند حق بجانبش گفت پسرم اينجا مسئله بهداشت و تغذيه و پزشکي مطرح ميشه.در کشورهاي پيشرفته بالا بودن طول عمر به علت بالاتر بودن سطح بهداشتي و خدمات درماني و پزشکي بهتر اونجاست وگرنه صدقه نقش خودش رو داره و بهداشت نقش خودش رو! پسرک که انگار راضي نشده بود پس از چند دقيقه دوباره پرسيد پس با اين حساب مسلمان آمريکايي بايد دويست ,دويست و پنجاه سال عمر کنه ديگه!! پس چرا اينجوري نيست؟ عليپور که معلوم بود جا خورده گفت تو باز هم که پرروبازي در آوردي گمشو برو بيرون و پسرک رو از کلاس بيرون کرد...


۱۳۸۶ اردیبهشت ۲۷, پنجشنبه

در حاشيه جنجال دست دادن خاتمي با خانمي در ايتاليا!


خاتمي سيد خندان و تميز رفته بود ايتاليا به يک سفر

مجلس مهماني و مصاحبه آمده شرحش همه جا در خبر

در شب پاياني اين ماجرا دست داد بهر وداع با صد نفر

دست داده اين ميان او با زني قد بلند وخوشگل و خوش رو و بر

فيلم گشته ماجرا در يوتيوب اين سفر کرده هم او را در بدر

در وطن در مجلس شورا بشد خاتمي خوار و خجل پا تا به سر

نقشه چيدند بهر او مجلسيان تا بگيرندش عمامه را ز سر

عجز و لابه بس بکردي خاتمي اي جماعت جعلي بوده خبر

دشمنان من در اين جنگ کثيف مي کنند هر چيز را زير و زبر

خسته گشتم من ميان معرکه چون بلا آيد کنيدم چون سپر

اي جناح راست ما را بيخيال نام من بردي عبايم را نبر!

من ندادم با زني دست که هيچ هر که مي داده سزايش چوب تر

اين که بشنيدم دلم سوخت بسي اعتبار سد محمد گشته پر

بهر ما فرقي ندارد شخص او گر بخورده يا نخورده آن شکر

گيرمت که تو ندادي بازني دست در پايان شوم آن سفر

جاي انکار و فقان گو حرف حق بيش از اين عرض خودت را هم نبر

خلق عالم با زنان دست ميدهند ميکني حواله آنان تبر

اي نگون بخت هر دوسر بازنده اي خندهايت گريهايت بي ثمر

اين سوال است از تو و ياران تو ميزنيد دم از خرد شب تا سحر

بشکنيد تابوي اين فعل حرام نزدتان زن نيست جزو اين بشر؟