چهارشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۰۹

احسان آسوده بخواب

.

شايد اولين موجودى در دنيا بودى كه حكم استينافت از حكم اوليه ات سنگينتر بود! ميدانى ميدانى چرا؟ چون كه مرگ در سراى ما همه گير شده! وقتى كه آمار رسمى مرگ جاده ها به بيش از چهل هزار آدم ميرسد و آب از آب تكان نميخورد، وقتى مثلا رفتن تماشاى فوتبال تلفات مرگ آفرين دارد و آب از آب تكان ميخورد وقتى كه نزديك نيم ميليون آدم به دليل ادامه بى دليل جنگ كشته ميشوند و آبى از آب تكان ميخورد ، نشان دهنده پوستى است كه كم كم كلفت ميشود! اعدام نبايد جاى تعجبى داشته باشد! ما همگى مدتها است كه اعدام شده ايم. ما لت و پار شده ايم...

چهارشنبه ۴ نوامبر ۲۰۰۹

شعارهاى درست بدين ديگه!!!

.
ديروز در لابه لاى شعارهايى كه در ويدئوهاى ارسالى از ايران ميديدم., شعارهايى شنيدم بسيار مايوس كننده! حتى از الله و اكبر هم بدتر بود!! براى منى كه از اين ور دنيا با تمام وجود دارم مبارزه ميكنم! و آرزويى جز رسيدن كشور به سكولاريسم ندارم شنيدن شعار " خامنه اى قاتله ولايتش باطله! " درد آور بود! چرا كه مفهوم غايى آن اين است كه شعار دهندگان به نوعى حكومت ولايى را پذيرفته، بر اين باورند كه اگر جناب ولى قاتل نباشه ولايتش قابل قبول است! به همين سادگى! اين فرسنگها با روح سكولاريسم فاصله داره! خجالت هم نميكشند!!!!
به نمايندگى از جناب نورى اعلا و نوچگان گرامى ايشان, برائت جريان اصيل سكولار ايران را از اين حركت به واقع انحرافى اعلام داشته، شعار زير را براى روز هاى آينده پيشنهاد ميكنم!

نون و پنير و خيار!!! جمهورى سكولار!!!
.

سه‌شنبه ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹

لجن مال يعنى چى؟

.
.
وقتى همه خوابيم.... انگار كه شايد وقتى ديگر رو ميبينى با ديالوگها و لوكيشنهاى جديد ولى با همان دكوپاژ ها! حرکات بازیگران تو را یاد تعزیه خوانی ها می اندازد ، هر که نوبت دیالوگ دارد می دود توی کادر و با عجله دیالوگش را می گوید و از کادر بیرون می پرد. نفر بعدی که می آید دیالوگش این قدر و نامربوط است که به جای اینکه فیلم را دنبال کنی ، سعی می کنی دیالوگهای بی ربط را ریسه و مرتب کنی!
واقعا چرا؟ نميدانم اشكال از من است كه ايراد بيخودى ميگرم؟ يا انتظار بيهوده يا بى جا دارم از كسى كه به شهادت آثارش جزو معدود كارگردانان سينماى ايران است كه روى مخاطب تاثير گذارند.. اى كاش اين فيلم رو نميديدم!
.
.

یکشنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹

پاسداشت كرامت انسانى با نگاه اومانيستى

.
.
مدتى مديدى است كه دست و دلم به نوشتن نميره! شايد دليلش مشغله فراوان شغلى باشه كه هنگام بازگشت به منزل هم دست از سرم برنميداره، دليل ديگرش نگرانى گاه مايوس كننده از آنچه است كه اين روز ها در زادگاه ما در جريانه. اين دو سبب شده كم و بيش گرد رخوتى غم انگيز به روى زندگى مجازى من بشينه و تار عنكبوتى نسبتا ضخيم روى وبلاگ من فرصت تنيدن پيداكنه!
انگيزه اين پنجه كشيدن روى گردو غبار، اجابت دوستى ناديده بود, رودرانر كه از ديد من باشخصيت ترين كاربر بالاترينه، اين رو به جرات پس از دوسال و نيم كه از آشنايى من با اين سايت ميگذره ميگم.
سوال اينكه ، ما چه ميخواهيم؟
ابتدا نگاهى كردم به نوشته هاى دوستان، كه همگى حاوى مطالب ارزشمندى بودند، آزادى فصل مشترك تمام آنها بود.يكى از اخلاق,اين گمشده بزرگ, ميگفت.

شايد تكرار مكررات بود اگر من يك ليست بلند و بالا از آمال بديهى انسانى خودم ميگفتم كه رسيدنش به آنها در فضاى كنونى ايران به خواب ميماند. چيزى كه به اعتقاد من تمام ليستها با هر گونه سليقه را پوشش ميدهد و متضمن آزادى هم هست و اخلاق بر پايه آن مفهوم پيدا ميكند يك جمله است:
حفظ كرامت انسانى با نگاه اومانيستى

لازم است كه اينجا بگويم از ديد من هيچ جامعه اى به حد نهايت آن دست نمى يابد و مقايسه جوامع و يا سيستمها از اين جهت با همديگر فقط آنها را به گونه نسبى بالاتر يا پايينتر از بقيه قرار ميدهد. به همين دليل زندگى در جوامعى كه شايد خيلى از آرزوهاى هر ليستى را سالهاست كه براورده كرده اند, پس از چندى ملال براورده نشدن ليستهاى ثانويه فراوانى را به دنبال خواهد داشت.

پسوند اومانيستى اين قضيه از اينجهت مهم است كه بسيارى از مرامهاى خدامحور, خود را به نوعى باسدار كرامت انسانى ميدانند! البته آن انسانى كه در نهايت برده و بنده "جبارى خودساخته" است.

.
.
راه رسيدن به آن چيست؟ شايد جواب ساده به آن آگاهى باشد، آنگونه كه رودرانر هم گفت. حال مشكل اين است كه چگونه ميشود به آگاهى دست يافت؟ از آن مهمتر كه مفهوم آگاهى چيست؟ اگر آگاهى را فقط اينفورماسيون در نظر بگيريم آيا اين كافى خواهد بود؟ آيا آگاهى برابر است با اينفورماسيون به همراه پردازش عقلى آن؟ اينگونه درست تر به نظر ميرسد ولى اگر اينگونه باشد از آنجايى كه انسانها كامپيوترهايى با فرمتهاى مساوى نيستند، لاجرم حاصل پردازشهاى آنها هم ميتواند بسيار متفاوت باشد! درنهايت اين برايند به كجا مى انجامد؟
زمان!! شايد زمان حلال مشكلات باشد! البته به شرط اينكه كاغذى براى نوشتن ليستهاى سادسيه.. و تاسعيه!! باقى نماند!
.
.

جمعه ۲۸ اوت ۲۰۰۹

چفيه!


.
.

رهبر "با چفيه" دو ماه پيش : اعتراض كنندگان به نتايج انتخابات كار خوبى نميكنند، من اين را نميپسندم! من شديدا به عواقب اين كارها هشدار ميدهم ... من جان ناقابلى دارم كه...

رهبر "بى چفيه" دو روز پيش : مسئولين جنايت ها انجام شده در كهريزك بايد به سزاى اعمال جنايتكارانه خود برسند!
.
.

شنبه ۱ اوت ۲۰۰۹

اعتراف

.
پخش اعترافات دادگاه و واكنش خيلى ها نشاندهنده اين بود كه واقعا هنوز اين تاكتيك استالينى براى جامعه ايران بى تاثير نميتونه باشه، عده اى بى انصافانه به ابطحى خرده ميگيرند كه چرا؟!! نميدانم تا كى برخى دوست دارند همواره از جيب ديگران هزينه كنند و تازه متوقع هم باشند! قضيه تلخه ولى كار به جايى ميرسه كه آدم فكر ميكنه واقعا احمدى نژاد لايق همين مردم است.
ايراد ميگيرند كه گلسرخى رفت زندان، اكبر گنجى هم رفت, چرا ابطحى زاييد؟!!
- ترازوى ندارم كه بسنجم آدم چقدر ميتواند كودن باشد كه چنين مقايسه اى بكند؟ چيزى كه هيچ گونه استاندارد پذير نيست! آيا شكنجه گران يكى بودند؟ حكومتها يكى بودند؟ شرايط كشور به يك ميزان بحرانى بود، از همه مهمتر آدمهاى زير شكنجه به يك ميزان توان بايد داشته باشند؟!
شرم آور است
.

چهارشنبه ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

كسى از عرفان حرف حساب خبر داره؟!

.
اميدوارم كه خوب باشه، خيلى وقته كه آپ نكرده، اينقدر خبر بد شنيديم كه آدم سريعا فكر ناجور ميكنه!